من، مقبره شیخ حیدر و درخت تبریزی

0
1220

صورتجلسه ای با حضور من، مقبره شیخ حیدر و درخت تبریزی

در مورخ 03–03–1394 در دادگاه تجدیدنظر اردبیل پرونده داشتم. در راهرو دادگستری باجه کتاب فروشی باز شده بود که چشمم به کتاب آئین نگارش حقوقی و کلیات عملی علم حقوق به تالیف بهمن کشاورز افتاد و تشویق به خرید کتاب مزبور گردیدم و در روزهای آتی که مطالعه می کردم در متن کتاب نحوه تنظیم صورتجلسه مرقوم گشته به شرح زیر:

«نتیجه مذاکرات در صورتجلسه منعکس می شود. توصیه این است هر کار جدی را- اگر قرار است واقعا” به جایی برسد- با تنظیم صورتجلسه آغاز می کنیم.
چه به این ترتیب: اولا”- حاضرین در جلسه احساس مسئولیت خواهند کرد.
ثانیا” مشخص خواهد شد که چه کسانی غایب بوده اند.
ثالثا”- از فراموش شدن مطالب عنوان شده، دوباره کاری و تکرار در جلسات بعدی احتراز خواهد شد.
رابعا”- تکلیف ادامة کار چه از نظر زمان و چه از نظر دستور جلسه و غیره روشن خواهد شد.
در ضمن، باید در آغاز جلسه و پیش از شروع مذاکرات، مدت مذاکره- که چند ساعت ادامه خواهد داشت منجزّا تعیین شود، همچنین یک نفر به عنوان رییس جلسه برای تعیین نوبت سخن گفتن معین گردد. در صورتی که دو یا چند گروه مشخص در مذاکره حضور دارند، ممکن است ریاست جلسه بر مبنای دقیقه یا ساعت بین نمایندگان آنها تقسیم شود. اجزای صورتجلسه را به ترتیب آتی می توان بر شمرد:
1- تاریخ و ساعت
2- علت تشکیل جلسه
3- محل جلسه
4- حاضرین در جلسه
5- شرح جلسه : در شرح جلسه ممکن است عین گفته ها نقل و یا خلاصهء آن در صورتجلسه انعکاس یابد. در حالت اول باید کسی که قادر به نوشتن شرح مطالب باشد تنظیم صورتجلسه را عهده دار شود. و در حالت دوم باید کسی مباشر نوشتن شود که هنر خلاصه کردن مطالب را بدون اینکه چیزی حذف یا اضافه شود، داشته باشد. البته گاهی به جای انعکاس مطالب، نوشته می شود، مذاکرات مفصلی در خصوص موارد اختلاف به عمل آمد و طرفین در خصوص موارد ذیل به توافق رسیدند:
اولا”- مقرر شد ….
ثانیا”- توافق شد ….
ثالثا” – تصمیم گرفته شد ….
6- خاتمه جلسه: در پایان جلسه چنان چه تشکیل جلسه دیگری لازم نباشد نوشته می شود: جلسه در ساعت …… خاتمه یافته و حاضران با امضای صورتجلسه محل را ترک کردند. اما اگر خاتمه نیابد و تشکیل جلسهء دیگری لازم باشد، می نویسیم. جلسه در ساعت …… خاتمه یافت و جلسه بعد به ساعت ……..روز ………. در ………..(مثلا” همین محل) موکول شد.
مذاکره کردن، به ویژه در امور مهم، کاری تخصصی است. کاری است که نیازمند اطلاعات در موضوع مذاکره و آموزش در خصوص«فن مذاکره کردن» است.»

بر آن شدم که صورتجلسه ای را با استفاده از مطالب قید شده تنظیم نمایم متنی بدین مضمون که:
در یوم جاری مورخ 23/04/1394 رأس ساعت 20:30 من و مقبره سیخ حیدر و 12 اصله درخت تبریزی در محل اسکان مقبره شیخ حیدر و درخت تبریزی تشکیل جلسه بدهیم. چرا که من خسته شدم از بس منتظر تکمیل پروژه مقبره شیخ حیدر مانده ام و شیخ حیدر هم نگران فروپاشی پی مقبره خود بود از بس که ریشه های درخت تبریزی امتداد پیدا کرده و درخت تبریزی نیز از چپ چپ نگاه کردن های اهالی محل و مقبره شیخ حیدر خسته است و موقع بذردهی کرک و پرزهای زیاد تولید کرده و موجب آزار ساکنین شده و نیز با ارتفاع زیاد خود نگران است که نکند به مقبره و اهالی محل جانا” و مالا” خسارت برساند. ابتدا به علت قدمت مقبره شیخ حیدر و درخت تبریزی و من بعنوان نماینده انسان توی رو در بایستی قرار گرفتیم جهت انتخاب رییس جلسه، در این اثنا به فکر آمد که قرعه کشی به عمل آید که در قرعه، اول مقبره شیخ حیدر دوم درخت تبریزی و سوم من شدم. ابتدا مقبره شیخ حیدر شروع به صحبت کرد و استنادات خود را به کتاب سبلان بابک مشکین به تالیف مقصود اثنی عشری خیاوی ارجاع داد که مرقوم گشته:« شیخ حیدر (فرزند وی شاه اسماعیل صفوی معروف به ختائی که دیوان ترکی او به سال 1948 میلادی در باکو به چاپ رسیده است.) والی مشگین و مغان بوده است. مقبره آن به شکل برجی است رو به ویرانی و سقف فعلی آن ناهمگون و به جای پنجره به ارزش آن ساختمان تاریخی با عظمت توسط شاگرد بنا با پاره آجرهای بی مصرف کم ارزش گرفته شده است. کم ارج نهادن به فرهنگ اجتماعی و ملی آن جامع است. دستکاری به سنگها به اصطلاح تعمیر آن هم مانند پنجره و مناره جای تأسف است. جای امیدواری بسیار است که در طرح آینده و بازسازی و ایجاد طرحهای 1 و 2 محوطه سازی و جذب توریست اقدام گردد. روزگار گنبد طلایی داشته و بلندی برج آن 18.5 متر و دور قاعده اش 34.5 متر است. آثار مانده کاشی کاریهای فیروزه ای مزیّن که در حال از بین رفتن کامل است. «الله الله» عمود بر هم با سایه ی زیبا آن هم در حال نابودی است.
دنالد ویلبر می گوید جز آثار منحصر و مانند سلطانیه زنگان است.
جالب است فقط در دفتر تاریخ 18 تیرماه 1311 تحت شماره 184 آثار ملی کشور به ثبت رسیده است. هیچ کتیبه و نوشته ساختمانی به این عظمت دیده نمی شود.
به نوشته اسماعیل دیباج بنای مقبره روی پی سنگی قرار گرفته و دو طرف بدنه آن دو سر در با کتیبه های کوفی و ریحانی و حاشیه ها مقرنس های زیبا موجود بوده که قسمت عمده آنها ریخته و فقط مختصر آثاری باقی مانده است به قرن هشتم و قبل از صفویه می دانند ولی تزئین آنرا به عهد صفویه می دانند. به علت شهرت و عظمت بنا توریست های خارجی جهت دیدن آن یادی از سبلان مشگین می نمایند.
دارای هفت قبر بوده از شیخ حیدر و نزدیکانش تا سال 1340 برای نذر و زیارت از شهر و دهات می آمدند و موقع خروج از طبقه داخل زیر زمین قبرها باید رو به قبرها بیرون رفت. می گویند گنبد طلایی توسط توپچی روس مدداف از بین رفته است.»
و نیز اظهار نمود که حدود 7-6 میلیارد تومان هزینه کرده ام و اینجانب نمی توانم از محل خود تکان خورده و به نهادهای مربوطه مراجعه و درد دل نمایم.
بعد نوبت به درخت تبریزی رسید و نامبرده مستندات خود را به وبلاگ باغبانی سبز به نویسندگی آزاد رشیدی مورخ 21/11/1392 ارجاع دادکه مرقوم گشته است:« درخت تبریزی، صنوبر، کبوده، پده، شالک و یا سپیدار populous به خانواده Salicaceae(بیدها) تعلق دارد و بومی نواحی مختلفی در نیکره شمالی است. در خانواده این گیاه 35-25 گونه گیاهی شناخنه شده اند که درختانی خزانپذیر با ارتفاعی متنوع بین 15 متر الی 50 متر هستند که قطر تنه برخی از آنان می تواند تا حدود 2.5 متر رشد کند. شکل و اندازه برگ درختان صنوبر در گونه های مختلف تا حدودی با یکدیگر متفاوت است و در برخی گونه ها، پشت برگها رنگی متفاوت با سطح رویین برگها دارند. برگهای درختان صنوبر سبک هستند و به آسانی با وزش باد تکان می خورند. بذرهای این درختان کوچک هستند اما کرک های سفید رنگ و بسیار نرمی آنها را در بر گرفته است. درختان صنوبر دو رگه نسبت به نمونه های معمول این درختان از رشدی سریعتر برخوردار هستند به نحوی که سرعت آنها 10-6 برابر بیشتر از انواع معمولی است و می توانند در طی یک سال حدود 240-180 سانتی متر رشد کنند. محبوب ترین نمونه های دو رگه این درختان حاصل دو رگه گیری بین نمونه های موجود در آمریکای شمالی و اروپایی بدست آمده اند و به دلیل رشد سریع در دنیای کاشت و تولید چوب و الوار بسیار مورد استفاده قرار می گیرند. به طور کل ریشه های درختان صنوبر اعم از معمولی و یا دو رگه قوی هستند و در درون زمین بسیار گسترده می شوند به نحوی که تا فاصله 40 متری از درخت می توانند رشد کنند. بنابراین کاشت این درختان در نزدیکی ساختمانها، دیوارها، و یا سیستم های لوله های درون زمین که مربوط به تاسیسات شهری است توصیه نمی شود زیرا امکان آسیب وارد شدن به چنین ساختارهایی به دلیل رشد و توسعه ریشه این گیاهان وجود دارد. این درختان به دلیل عدم استحکام مناسب چوب تنه و ساقه ها بری داخل شهر پیشنهاد نمی شود و اکثرا” برای مناطق خارج شهر و مناظر طبیعی کاربرد دارد. البته چوب این گیاه مصارف صنعتی فراوانی نیز دارد و به همین دلیل نیز در برخی مورد کشت و کار قرار می گیرد. سایر نمونه ها به نام صنوبر کانادایی، صنوبر شرقی، صنوبر آمریکایی، صنوبر ژاپنی، صنوبر لرزان و …می باشند.» و نیز اظهار داشتند که ما 12 اصله درخت تنومند بوده و شهرداری ما را در محل مزبور کاشت نموده و ما نمی توانیم از محل خود تکان خورده و به نهادهای مربوطه جهت ارائه گزارش کار و درد دل خود برویم.
نهایتا نوبت به من بعنوان نماینده انسان رسید که شروع به صحبت نمودم . البته قبل از شروع رسمی جلسه از انواع حکومت ها مثلا مارکسیسم ، سوسیالیسم و فئودالیسم و دموکراسی و مردم سالاری دینی و غیره و نیز طرز کار و نحوه شکل گیری آنها صحبت به میان آمد و همه سخن های ایراد فرمودند. نهایتا به این نتیجه متفق القول رسیدیم که آن حکومتی خوب است که آسایش و آرامش و باروری فرهنگی و اقتصادی توسعه یافته برای کل جهان منجمله برای محدوده جغرافیایی خود به دست آورد.

شیخ حیدر
شیخ حیدر

هر تصمیم گیری با بررسی سود و هزینه که می تواند شامل هزینه های مستقیم و خروجی ها و هزینه های فرصت باشد، پیچیده می شود. امروزه برای استفاده از یک درخت باید رشد آتی اش را در نظر بگیریم و متعاقبا” برای ایجاد چندین درخت باید به فکر محل رشد طبیعی و زیبای آنها باشیم و امروز برای استفاده از منابع تجدیدپذیر باید به ایجاد منابع آنها برای نسل- های آتی اندیشید. سیاستگذاران سعی در تصمیم گیری در این مورد دارند که رفتار ما باید تا چه حد پایدار باشد و چه مواردی حائز ارزش است تا چایگزین منافعی گردد که ما باید به ساکنان آتی زمین تقدیم کنیم.
به جهت اینکه من هم ارزش خودم و انسان را به نامبردگان (سایر جاندران و اشیای مادی) نشان دهم به کتاب انسان و ایمان مقدمه ای بر جهان بینی اسلامی(1) به نویسندگی متفکر شهید استاد مطهری ارجاع دادم که آمده است:
« ملاک امتیاز انسان بینش وسیع و گستردهء انسان دربارهء جهان، محصول کوشش جمعی بشر است که در طی قرون و اعصار روی هم انباشته شده و تکامل یافته است. این بینش که تحت ضوابط و قواعد و منطق خاص درآمده نام «علم» یافته است. علم به معنی اعم- یعنی مجموع تفکرات بشری دربارهء جهان که شامل فلسفه هم می شود- محصول کوشش جمعی بشر است که نظم خاص منطقی یافته است.
گرایشهای معنوی و والای بشر، زادهء ایمان و اعتقاد و دلبستگیهای او به برخی حقایق در این جهان است که آن حقایق، هم ماورای فردی است، عام و شامل است، و هم ماورای مادی است، یعنی از نوع نفع و سود نیست. این گونه ایمانها و دلبستگیها به نوبهء خود مولود برخی جهان بینی ها و جهان شناسی هاست که یا از طرف پیامبران الهی به بشر عرضه شده است و یا برخی فلاسفه خواسته اند نوعی تفکر عرضه نمایند که ایمانزا و آرمان خیز بوده باشد.
به هرحال، گرایشهای والا و معنوی و فوق حیوانی انسان آنگاه که پایه و زیر بنای اعتقادی و فکری پیدا کند نام «ایمان» به خود می گیرد.
پس نتیجه می گیریم که تفاوت عمده و اساسی انسان با جانداران دیگر که ملاک «انسانیت» اوست و انسانیت وابسته به آن است، علم و ایمان است.
دربارهء امتیاز انسان از جانداران دیگر سخن فراوان گفته شده است. برخی منکر امتیاز اساسی میان این نوع و سایر انواع هستند؛ تفاوت آگاهی و شناخت انسان با حیوان را از قبیل تفاوت کمّی و حداکثر تفاوت کیفی می دانند، نه تفاوت ماهوی. همة آن شگفتی ها و اهمیتها و عظمتها که نظر فلاسفة بزرگ شرق و غرب را سخت درباره مسئلة شناخت در انسان جلب کرده است، چندان مورد توجه این گروه واقع نشده است. این گروه انسان را از نظر خواسته ها و مطلوبها نیز یک حیوان تمام عیار می دانند بدون کوچکترین تفاوتی از این نظر. برخی دیگر تفاوت او را در جان داشتن می دانند؛ یعنی معتقدند جاندار و ذی حیات منحصر به انسان است؛ حیوانات دیگر نه احساس دارند و نه میل و نه درد و نه لذت؛ ماشینهای بیجان اند شبیه جاندار؛ تنها موجود جاندار انسان است؛ پس تعریف حقیقی او آن است که موجودی جاندار.
دیگر دانشمندان که انسان را تنها جاندار نمی دانند و به امتیازات اساسی میان او و سایر جانداران قائل اند، هر گروه به یکی از مختصات و امتیازات انسان توجه کرده اند. از این رو انسان با تعبیرها و تعریفهای مختلف و متفاوتی تعریف شده است از قبیل: حیوان ناطق(تعقل کننده)، مطلق طلب، لایتناهی، آرمان خواه، ارزش جو، حیوان ماوراء طبیعی، سیری ناپذیر، غیر معیّن، متعد و مسئول، آینده نگر، آزاد و مختار، عصیانگر، اجتماعی، خواستار نظم، خواستار زیبایی، خواستار عدالت، دو چهره، عاشق، مکلّف، صاحب وجدان، دو ضمیری، آفریننده و خلاّق، تنها، مضطرب، عقیده پرست، ابزار ساز، ماوراء جو ، تخیّل آفرین، معنوی، دروازة معنویت، و …
بدیهی است که هر یک از این امتیازات به جای خود صحیح است، اما شاید اگر بخواهیم تعبیری بیاوریم که جامع تفاوتهای اساسی باشد، همان به که از علم و ایمان یاد کنیم و بگوییم انسان حیوانی است که با دو امتیاز« علم و ایمان» از دیگر جانداران امتیاز یافته است.»
ساختار وجودی انسان بهترین ساختار آفرینش است: لقد خلقنا الانسان فی احسن تقویم(تین،95/4) و دارای ظرفیت و استعداد بالا و والاست و خواهان رسیدن به نا محدود است.
از نظر قرآن،انسان موجودی است که از روح خدا در او دمیده شده و از چنان گوهر و وجودی برخوردار است که خداوند، دیگر موجودات جهان آفرینش را برای او خلق کرده است و جهان را به گونه‌ای آفریده است که انسان بتواند در جهت بهره‌وری خود از آن استفاده کند و تا آنجا او را برتری داده است که به فرشتگان دستور داده تا به تعظیم او بپردازند.
همه این امور بیانگر این حقیقت است که انسان از کرامت و فضیلت ذاتی برخوردار است و این کرامت در مقام انسانیت اوست و نوع انسان کریم است. این کرامت بالقوه در تمام انسان‌ها که باید با طی مسیر کمال و درجات به فعلیت برسد، وجود دارد.
انسان کامل حقیقة الحقایق و روح الارواح و صورت همة صورتها و مادة المواد و جامع جمیع مراتب کمال است که صفات جمال و جلال را در خود به صورت مخفی دارد. از نظرگاه عارفان، انسان کامل انسانی است که به خدا می‌رسد و مظهر کامل همة نامها و صفات حق می‌شود. تعبیر انسان کامل در قرآن و سنت به کار نرفته و به جای آن از تعبیر مسلمان و مؤمن کامل (انسانی که در مسیر دین و ایمان به کمال رسیده) استفاده شده است. انسان برترین موجود آفرینش و شگفت‌انگیزترین مخلوقی ‌دانسته شده که پا به عرصة وجود نهاده است.( مقاله انسان کامل از منظر امام خمینی نویسنده عباس محمدیان مجله پژوهشنامه متین تابستان 1384 شماره 27)
و سپس وارد بحث مدیریت شده و به کتاب قوانین و مقررات مربوط به شهر و شهرداری به تدوین جهانگیر منصور چاپ سیزدهم موسسه انتشارات آگاه سال 1385 ارجاع دادم که آمده است:
« در اصل یکصدم از فصل هفتم قانون اساسی آمده است: برای پیشبرد سریع برنامه ای اجتماعی، اقتصادی، عمرانی، بهداشتی، فرهنگی، آموزشی و سایر امور رفاهی از طریق همکاری مردم با توجه به مقتضیات محلی ادارهء امور هر روستا، بخش، شهر، شهرستان یا استان با نظارت شورائی به نام شورای ده، بخش، شهر، شهرستان یا استان صورت می گیرد که اعضای آن را مردم همان محل انتخاب می کنند.
شرایط انتخاب کنندگان و انتخاب شوندگان و حدود وظایف و اختیارات و نحوهء انتخاب و نظارت شوراهای مذکور و سلسله مراتب آنها را باید با رعایت اصول وحدت ملی و تمامیت ارضی و نظام جمهوری اسلامی و تابعیت حکومت مرکزی باشد قانون معین می کند.
در ماده 71 قانون تشکیلات، وظایف و انتخابات شوراهای اسلامی کشور و انتخاب شهرداری مصوب 01/03/1375 که به شرح وظایف شورای اسلامی شهر پرداخته است در بند یک ماده مذکور آمده است که: انتخاب شهردار به مدت چهار سال
در ماده 55 از فصل ششم قانون شهرداری مصوب 11/04/1334 با اصلاحات و الحاقات بعدی که به شرح وظایف شهردار پرداخته، در بندهای مورد اشاره آمده است:
بند2- تنظیف و نگاهداری و تسطیح معابر و انهار عمومی و مجاری آب ها و فاضلاب و تنقیهء قنوات مربوط به شهر و تامین آب و روشنائی به وسائل ممکنه
بند14- اتخاذ تدابیر موثر و اقدام لازم برای حفظ شهر از خطر سیل و حریق و همچنین رفع خطر از بناها و دیوارهای شکسته و خطرناک واقع در معابر عمومی و کوچه ها و اماکن عمومی و دالان های عمومی و خصوصی و پر کردن و پوشاندن چاه ها و چاله ها واقع در معابر و جلوگیری از گذاشتن هر نوع اشیاء در بالکن ها و ایوان های مشرف و مجاور به معابر عمومی که افتادن آنها موجب خطر برای عابرین است و جلوگیری از ناودان ها و دودکش های ساختمان ها که باعث زحمت و خسارت ساکنین شهرها باشد(اصلاحی مصوب 27/11/1345)
بند22- تشریک مساعی با فرهنگ در حفظ ابنیه و آثار باستانی شهر و ساختمان های عمومی و مساجد و غیره
در ماده 4 ضوابط اجرایی مربوط به چگونگی اجرای مادهء یک لایحهء قانونی حفظ و گسترش فضای سبز در شهرها مصوب 29/06/1373 آمده است: شهرداری در محدودهء قانونی شهرها و حریم قانونی آن بنا به تقاضای مالک یا مباشر یا قائم مقام قانونی آنان راجع به درختان مشمول قانون، در موارد ذیل مکّلف به صدور مجوز قطع درخت با رعایت سایر مقررات مربوط می باشد:
1- درختان غیرمثمری که به سن بهره وری رسیده باشد و به قصد انتفاع از چوب قطع شود، بدیهی است چنانچه شهرداری بهای چوب درختان را به مالک بپردازد درخت قطع نخواهد شد. (آیا به نظر خوانندگان درختان غیرمثمر(صنوبر، تبریزی و …) به سن بهره وری نرسیده اند و وجود آنها با این هیبت و بدون هرس خطرناک و ترسناک به نظر نمی رسد حتی شاهد شکستن شاخه ها و افتادن آن بر روی سایر شاخه ها قابل مشاهده نیست.)
2- درخت به آفت یا بیماری مبتلا شده و میزان ابتلا به حدی باشد که به بعضی یا تمام درختان ناحیه آسیب برساند یا ادامهء حیات درخت مقدور نباشد.
6- در مواردی که درختان واقع در معابر و میادین مانع عبور و مرور بوده و یا مزاحمتی برای مالکین مجاور فراهم کرده باشد.»
پس از بحث و بررسی ها و صحبت های فراوان نهایتا” :
مقرر شد که طبق مطالب اشاره شده شهرداری با اداره فرهنگ در جهت حفظ ابنیه و آثار تاریخی اقدامات شایسته بعمل آورد.
توافق شد که تا تصمیم گیری نهایی در زمان مناسب درختان صنوبر(تبریزی) موجود در داخل شهر و محوطه مقبره شیخ حیدر هرس شده تا از رشد زیاد ریشه های آن جلوگیری بعمل بیاید چرا که بیچاره برای هیکل درشت خود نیاز به آب و غذا داشته که بایستی نیازمندیها را تامین نماید و همچنین موجب خسارت به تاسیسات شهری و مقبره شیخ حیدر نگردد. همچنین با هرس زیاد می توان در زمان بذردهی که کرک های زیادی تولید می گردد و این عمل موجب آزار و اذیت ساکنین شهر می گردد، جلوگیری بعمل می آید و نیز از ریزش زیاد شیره های آلوده تا حدودی کاسته شود و هرس کردن نیز باعث جوان سازی درختان مورد بحث خواهد شد.
تصمیم گرفته شد که مقبره شیخ حیدر به نهادهای ذیربط خود فشار آورد تا اعتبارات مکفّی اخذ و نسبت به مرمت و احداث بنای خود وفق موارد قید شده در کتب تاریخی اقدام نماید تا اهالی منطقه، آبادی را هرچه زودتر در محیط خود دیده و احساس آرامش نمایند.
تصمیم گرفته شد که درخت صنوبر در فضای داخل شهری کاشت نشود و دلایل آن ذکر گردیده و خود درخت صنوبر نیز قانع شدند.
مقرر شد که من بعنوان نماینده، صورتجلسه تنظیمی را از طریق شبکه های اجتماعی به اطلاع برسانم.
جلسه پس از هشت روز بحث و بررسی توافقات لازم بعمل آمد و قرار شد که تا زمانی که مشکلات مطروحه فی مابین حل نشده و اقدامات شایسته صورت نگرفته است، محل جلسه را ترک ننمایند.

شهروز درگاهی

شهروز درگاهی

کارشناس رسمی دادگستری

مدرس دانشگاه

دیدگاهتان را بنویسید

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید